اسلاید شو

موس را روی مطلب نگه دارید )) *** به سایت خودتون خوش آمدید ** کاربران گرامی از طریق سایت ما راحت به سامانه های دولتی ، ارگانها و ادارات وصل شوید از سمت چپ منوی موضوعات سایت گزینه مورد نظر را انتخاب و وارد سامانه شوید به راحتی میتوانید فیش حقوقی خود را از سامانه مورد نظر دریافت نمایید. باتشکر مدیریت سایت اطلاعات عمومی !

اخلاق، بخشی از دین است که به فضایل و رذایل اعمال انسان می‌پردازد. اخلاق به صفات درونی انسان گفته می‌شود که در او به صورت عادت در آمده است. اخلاق به خُلق‌های خوب و بد و اخلاق اجتماعی و فردی را تقسیم می‌شود.قرآن هدف بعثت پیامبر (ص) را اصلاح اخلاق انسان‌ها معرفی کرده است و در روایات از مهم‌ترین صفات نیک اخلاقی، با عنوان مکارم الأخلاق یاد شده است. کتاب‌های جامع السعادات، معراج السعاده، اخلاق شُبّر و اخلاق ناصری از کتاب‌های مشهور شیعه در زمینه اخلاق است.

تعریف

اخلاق به صفات درونی انسان گفته می‌شود که در او به صورت عادت در آمده است. این واژه، هم خوی‌های نيكو و پسنديده مانند جوان‌مردی و دليری را شامل می‌شود و هم خوی‌های زشت و ناپسند همچون فرومايگی و بزدلی را؛همچنین اخلاق فردی چون صبر و شجاعت و اخلاق اجتماعی مثل تواضع و ایثار را دربرمی‌گیرد. اخلاق اسلامی به بخشی از آموزه‌های دین اسلام گفته می‌شود که از فضایل و رذایل اعمال انسان سخن می‌گوید.

اهمیت

دین اسلام برای اخلاق، اهمیت فراوان قائل شده است. قرآن به مفاهیم اخلاقی چون خير و شرّ، عدل و ظلم، صبر و احسان توجه فراوان داشته و هدف مهم رسالت پیامبر(ص) را اصلاح اخلاق انسان‌ها بیان کرده است.بر طبقحدیثی از مستدرک الوسائل، پیامبر اسلام(ص) هدف از نبوتش را تکمیل فضایل اخلاقی معرفی کرده است.محمدتقی مصباح یزدی نوشته است: اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان که از اهداف دين است، تنها در پرتو مجموعهٔ خاصی از دستورهای اخلاقی، تأمين می‌شود. به همين دليل می‌توان گفت: دين، بدون اخلاق، نمی‌تواند به اهداف خود برسد و سعادت دنيا و آخرت انسان را تأمين كند.

اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی

برخی از کتاب‌های اخلاقی، اخلاق را به دو دستهٔ فردی و اجتماعی تقسیم کرده‌اند. در کتاب اخلاق در قرآن آمده است که برخی از خوی‌های اخلاقی، تنها جنبهٔ فردی دارند و بدون درنظرگرفتن اجتماع، مطرح‌اند. به این‌گونه از خوی‌ها، اخلاق فردی می‌گویند. برخی دیگر از آنها، در رابطهٔ فرد با انسان‌های دیگر، شکل می‌گیرند؛ به‌گونه‌ای که اگر یک انسان، تنها زندگی کند، برای او مطرح نخواهند بود. به این خوی‌ها اخلاق اجتماعی گفته می‌شود.
به نوشتهٔ این کتاب، بخش عمدهٔ مفاهیم اخلاقی در حوزه اخلاق اجتماعی است؛ برخی از آنها عبارت است از:

پاره‌ای از مفاهیم اخلاقی نیز جزء اخلاقی فردی به شمار می‌آید؛ از جمله:

فضایل و رذایل اخلاقی

کتاب‌های اخلاقی، غالبا فهرستی از صفات خوب و بد اخلاقی ارائه می‌دهند. در این کتاب‌ها ابتدا هر صفت اخلاقی، تعریف می‌شود و سپس از مسائلی چون عوامل شکل‌گیری و پیامدهای آن سخن به میان می‌آید. راه شناخت بیماری‌های اخلاقی و درمان آنها و نیز راه رسیدن به فضایل اخلاقی، از جمله مسائل مطرح در مباحث اخلاقی است. خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب اخلاق محتشمی، فهرستی از صفات اخلاقی مشهور را به شرح زیر ارائه داده است:

فضایل اخلاقی

رذایل اخلاقی

اخلاق‌ در قرآن‌

قرآن بر رشد اخلاقی انسان‌ها تأکید بسیار داشته و آن را از اهداف‌ رسالت پیامبر(ص‌) شمرده‌ است. در نظام‌ اخلاقی‌ قرآن‌، دو مفهوم‌ «بِرّ»(نیکوکاری) و «تقوا» از بیشترین‌ اهمیت‌ برخوردارند. از منظر قرآن‌ «بِرّ» همه فضایل‌ دینی‌ چون عقاید، فرایض‌ دینی و صفات‌ پسندیده‌ را شامل می‌شود.[ تقوا نیز خصلتی است که‌ افزون‌ بر دور ساختن‌ انسان از زشتکاری‌، وی‌ را به‌ نیکوکاری‌ (برّ) فرا می‌خواند.برخی دیگر از ارزش‌های اخلاقی‌ِ مورد تأکید قرآن‌، عبارت است از:



 

 

 تنها راه رسیدن به درجات خوشبختی و تنها زاه رستگاری از درکات هلاکت و بدبختی ، تقوی و پرهیزگاری است. 

 

هر چند این مطلب نزد اهل ایمان روشن است لکن برای تذکر و یادآوری ، به بعضی از خواص و آثار عظیمیۀ آن که در قرآن مجید و اخبار اهل بیت (ع) رسیه بطور اختصار اشاره می شود 

 

قرآن مجید و تقوی 

 

1- تقوی وصیت خداوند به بنی آدم در تمام کتابهای آسمانی است چنانچه می فرماید:هر آینه کسانی را که پیش از شما کتاب آسمانی

داده شده اند و شما را ،وصیت میکنم که از مخالفت پروردگار بپرهیزید. (سوره نساء آیه 130)

2-تقوی مورد مدح و ثنای خداوند است می فرماید: اگر صبر کنید و پرهیزگار باشید از استواری کارهای دین و درستی نشانه های ثبات 

برآن و یا از حقایق ایمان است. (سوره آل عمران  / آیه 183)

3- تقوی سبب حفظ و نگهداری از کیدهای شیاطین است چنانچه می فرماید: اگر صبرداشته باشید و پرهیزگار باشید کید ایشان به

شما ضرر نمیزند( سوره آل عمران/ آیه120)



تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396برچسب:رستگاری,قرآن مجید,تقوی,سوره آل عمران,سوره,سوره نساء, | 22:9 | نويسنده : ماه |

لخت شدن در برابر كودكان، از دو جهت، تأثیر نامطلوبى بر آنها دارد: از یك طرف، حیاى آنها را از بین می‌برد و از طرف دیگر باعث تحریک جنسى كودكان می‌شود. این مسئله در مورد لخت كردن كودكان و دیدن عورت آنها نیز مطرح است.

 

دکتر بازی کودکان، تربیت جنسی کودکان

در نوشتۀ پیش مواردی از بایسته‌های تربیت جنسی در دوران کودکی را بیان کردیم. به توصیه‌هایی برای پیشگیری از بلوغ‌ زودرس و رفتارهای نابهنجار جنسی که در نتیجۀ تحریک و هوشیاری پیش از موعد این غریزه رخ می‌دهند رسیدیم. توصیه نخست تلاش والدین برای ندیدن صحنه‌ای محرک از سوی فرزندان بود. و اکنون ادامۀ آن توصیه‌ها:

ب) اجازه گرفتن فرزندان براى ورود به اتاق والدین‏

از آنجا كه فرزند به لباس خواب و یا وضعیت خاص والدین در رختخواب توجه مى‏كند و این توجه اگر با فهم جنسی او همراه شود می‌تواند زمینۀ تحریكات جنسى را فراهم سازد، خداوند دستور داده كه كودكان باید هنگام ورود به اتاق پدر و مادر، از آنها اجازه بگیرند:

«اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، باید بردگان و كودكانتان كه به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند: قبل از نماز صبح، در نیم‌روز، هنگامى كه لباس‌هاى خود را بیرون می‌آورید و بعد از نماز عشاء؛ این سه هنگام، زمان خلوت كردن براى شماست ... هنگامى كه كودكان شما بالغ شدند هم باید همانند قبل، اجازه بگیرند.»(نور، 58-59)

خداوند در این آیه، سه وقتى را كه زمان خلوت كردن زن و شوهر است و به طور معمول مقید به پوشش نیستند، به عنوان اوقاتى كه دیگران باید براى ورود اجازه بگیرند، مشخص كرده‏ است و با این تعیینِ زمان از والدین می‌خواهد که به فرزندان خود آموزش دهند در اوقاتى كه والدین، مشغول استراحت هستند و لباس‏هاى خود را از تن درآورده‏اند یا لباس نازكى بر تن دارند و ممكن است با هم روابط خصوصى داشته باشند، نباید بر والدین وارد شوند.( ر.ک به تفسیر نمونه، ج 14، ص 541) 

شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا مرد براى وارد شدن بر پدرش باید از او اجازه بگیرد؟ امام فرمود:

«بله، من هم براى ورود بر پدرم اجازه می‌گرفتم، در حالى ‏كه مادرم فوت كرده بود و پدرم همسرى اختیار كرده بود و من نوجوان بودم. شاید آنها در خلوتشان رفتارى داشته باشند كه دوست ندارند آنها را در آن حین، غافلگیر كنم و آنها هرگز این رفتار مرا دوست ندارند. راه درست، اجازه گرفتن و سلام كردن است.»(كافى، ج 5، ص 528)

ج) خوددارى از لخت شدن در برابر كودكان یا لخت كردن آنها

لخت شدن در برابر كودكان، از دو جهت، تأثیر نامطلوبى بر آنها دارد: از یك طرف، حیاى آنها را از بین می‌برد و از طرف دیگر باعث تحریک جنسى كودكان می‌شود. این مسئله در مورد لخت كردن كودكان و دیدن عورت آنها نیز مطرح است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

«والدین حق ندارند به عورت فرزندشان نگاه كنند و فرزندان حق ندارند به عورت والدین خود نگاه كنند.»(كافى، ج 6، ص 503)

در همین باره رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«عورت كودک را بپوشانید؛ چرا كه حرمت عورت كودک، مانند حرمت عورت‏ بزرگسال است و خداوند به كسى كه عورتش را براى دیگران كشف می‌كند نگاه رحمت نمی‌كند.»(المستدرك على الصحیحین، ج 3، ص 257)

د) خوددارى از دست زدن به عورت كودک

از جمله روش‌هاى پیشگیرى از انحراف جنسى كودكان، خوددارى از دست زدن به عورت آنهاست. امام على علیه السلام با اشاره به این كه تحریک‌پذیرى جنسى بچه، از شش سالگى به بعد بیشتر است و دستمالى كردن عورت كودک، زمینۀ انحراف جنسى را فراهم می‌سازد، می‌فرماید:

« مباشرة المرأة ابنتها إذا بلغت ستّ سنین شعبة من الزّنا؛ دست کشیدن‌های مکرر آلت دختر بچه توسط مادرش هنگامى كه به شش سالگى برسد، نوعى زناست.»(من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 436)

منظور از شعبه‏اى از زنا در روایاتى از این دست، عام است و شامل انواع انحرافات جنسى می‌شود؛ یعنى چنانچه مادر، این کار را با دخترش کند، احتمال انحراف او در نوجوانى یا جوانى وجود دارد. چون این عمل مادر در كودكى، زمینۀ انحراف او را در بزرگ‌سالى فراهم می‌كند امام علیه السلام شدت قبح این عمل را مانند زنا معرّفى كرده است.

ه‍) خوددارى از بوسیدن و در آغوش گرفتن كودكان نامحرم

پس از سن معین على‏رغم اینکه در اسلام به محبت كردن، نوازش كردن و بوسیدن بچه‌ها سفارش شده، اما این رفتار، پس از سن معین، از سوى افراد نامحرم منع می‌شود. با اینكه در هیچ روایتى ندیده‌ایم كه دختربچه‌ها پیش از سن بلوغ، به حجاب و پوشش مخصوص وادار شده باشند، یا روایتى كه حضور دختربچه‌ها را در برابر مردان یا پسران، منع كرده باشد، اما روابطى مثل بوسیدن و در آغوش گرفتن آنها از سوى نامحرمان، منع شده است.

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

«هنگامى كه دختر به شش سالگى رسید، جایز نیست كه او را مرد نامحرمى ببوسد و یا او را فشار دهد.»(تهذیب الأحكام، ج 7، ص 461)

و در حدیث دیگرى نیز نقل شده كه فردى از امام سؤال می‌كند: دختربچّه نامحرمى، خود را در آغوش من می‌اندازد و من او را بلند می‌كنم و می‌بوسم، حكمش چیست؟

امام پاسخ داد: «اگر دختر، شش ساله شد، او را روى پاى خود ننشان.»(كافى، ج 5، ص 533)

همچنین از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نقل شده كه فرمود:

«وقتى دختربچه‏اى به شش‌سالگى رسید، جایز نیست كه پسر بچه، او را ببوسد و هنگامى كه پسر از سن هفت‌سالگى گذشت، جایز نیست كه زن [نامحرم‏] او را ببوسد.»(من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 437)

نکته دیگر اینکه با رعایت چنین دستورهایى، راه برای سوء استفادۀ افرادی که دچار انحراف اخلاقی هستند و مستعد آزاررسانی جنسی هستند بسته‌ می‌شود.

و) جداسازى بستر كودكان‏

با توجّه به دستورى كه در سورۀ نور، مبنى بر لزوم اجازه گرفتن كودكان براى ورود به اتاق والدین آمده، طبیعی است خوابیدن كودكان، در بستر والدین نیز روا نیست؛ زیرا اگر اجازه گرفتن براى دور ماندن آنها از دیدن صحنه‌هاى خاص یا دیدن‏ والدین در حالی كه لباس مناسبى در بر ندارند، واجب باشد، پس خوابیدن آنها در كنار والدین که زمینه درک این مسائل بیشتر است جایز نخواهد بود. بر این اساس، والدین باید توجه داشته باشند كه بستر كودكانشان را از سنى كه قادر به اجازه گرفتن براى ورود به اتاق هستند (تقریبا از سن سه سالگى) جدا كنند و كودكان را در جایی جدا از محل خواب خود بخوابانند.

همچنین در سنین خاصى، لازم است بستر كودكان دختر و پسر از یكدیگر جدا باشد و آنها زیر یک روانداز نخوابند؛ زیرا با هم خوابیدن، ممكن است باعث تماس بدنى آنها با یكدیگر و شاید تحریک حس كنجكاوى آنها شود، برای همین باید پیش از آگاه شدن كودكان به لذتهاى جنسى، رختخواب آنها را از هم جدا کرد.

امام على علیه السّلام می‌فرماید: «رختخواب بچه‌هاى شش‌ساله باید از هم جدا باشد.»(من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 436)

در روایت دیگری سخن از هفت سال است(المستدرك على الصحیحین، ج 1 ص 201) و در روایت دیگری صحبت از ده سال(مكارم الأخلاق، ص 223) این نشان می‌دهد سن خاصی موضوعیت ندارد و ملاک نیست؛ بلکه همان هوشیاری و درک بچه‌ها نسبت به این مسائل است که باید لحاظ شود.

و این اختصاصی به دو جنس مخالف ندارد حتی اگر هم جنس هم باشند دستور این است که در بستری جدا از هم بخوابند

پیامبر صلى اللّه علیه و آله مى‏فرماید: «رختخواب كودكان ده‌ساله، چه پسر با پسر، یا دختر با پسر، یا دختر با دختر باشد باید از هم جدا باشد.»(كتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 436)

ز- جلوگیرى از بازى‏هاى جنسى‏

كودكان، به دلیل كنجكاوى در پی کشف دنیای اطراف خود هستند از جمله مى‏خواهند بدن خود را بیشتر بشناسند. در این دقت کردن‌هاست كه آنها با اندام تناسلى خود آشنا می‌شوند و سپس كنجكاوانه، مى‏خواهند بدانند كه آیا دیگر كودكان نیز همین‌گونه هستند یا خیر؟ برای همین به بازی‌هایى مانند: دكتربازى و مامان‌بازى رو می‌آورند تا از این راه از چگونگى اندام‏هاى یكدیگر آگاه شوند. این مسئله، در كودكانى كه شاهد روابط جنسى والدین بوده‌اند و یا اندام تناسلى آنها را دیده‌اند، بیشتر و حساس‌تر مى‏شود؛ زیرا در این‌گونه موارد، كودک، دوست دارد به تقلید از بزرگسالان رفتارهاى آنان را انجام دهد. 

والدین، در پیشگیرى از بازی‌هاى جنسى كودكان وظیفه دارند و باید مراقب باشند تا شرایط محیطى براى این نوع بازی‌ها براى كودكان فراهم نشود و اگر چنین بازی‌هایی را از آنان مشاهده كردند، باید به صورت معقول، از آن جلوگیرى كنند.

سخن پایانی:

آموزش های لازم به فرزندان و کنترل آگاهانۀ رفتار آنها با دیگران و بالعکس از منظر آموزه‌های جنسی سبب می‌شود فرزندان ما در مسیر یک تربیت صحیح در این موضوع قرار گیرند و نیز دیگرانی که برای این گُلهای پاک زندگی دامهای شیطانی پهن کرده‌اند نتوانند از بی‌خیالی والدین و بی‌خبری کودکان سوء استفاده کرده به مقاصد شوم حیوانی خود برسند.



صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
مترجم سایت

مترجم سایت

کد اخبار